آکادمی امیر محمدی
آکادمی امیر محمدی

توضیحات

خود آرمانی یک مفهومی هست که به مرور از سنین ۳ سالگی در ذهن ما شروع به شکل گیری میکنه و تا سن ۷ سالگی تقریبا اولین نسخه از اون به طور کامل در ذهن ما نقش میبنده، معمولا اولین نسخه یک ایده آل اجتماعی هست مثل زمانی که همه ما میخواستیم وقتی بزرگ شدیم خلبان بشیم، دکتر بشیم یا رییس جمهور، اولین خود آرمانی بین ماها تقریبا برابر هست و ناشی از نظام تربیتی هست. در واقع معلمین و جامعه سعی میکنن به ما القا کنن که مثلا این تیپ افراد ادم های دلسوز و کاردرستی هستن و تو باید یکی از اون ها باشی، اما به مرور خود ارمانی ما با بزرگ تر شدنمون تغییر ماهیت میده و‌ در واقع تبدیل میشه به تیکه مکمل از بخش آسیب دیده و رنج کشیده خود واقعی ما!
در واقع تمام رنج هایی که ما در ابعاد هویتی، اجتماعی، خانوادگی، مالی، عاطفی، جنسی و … در طی سال های کودکی، نوجوانی و‌ جوانی متحمل میشیم، برطرف کردنشون (یا حتی رفتن ورای نیازمندی منطقی ما بهشون) تبدیل میشه به بخشی از خود آرمانی (یا همون خود ایده آل) ما، در واقع خود آرمانی مکملی از خود واقعی ماست و نمودی از کمبودهایی هست که امروز خود واقعی ما داره، کمبودهایی که باعث میشه ما نتونیم خود واقعی مون رو درست همونجوری که همین امروز هست بپذیریمش!
برخلاف چیزی که امروز خیلی از پیج ها ‌و یا اساتید انگیزشی اقدام به ترویج و‌ آموزشش میکنن پیروی کردن از تصویری که از خود آرمانی یا ایده آلت توی ذهنت داری اصلا و‌ ابدا کار درستی نیست، اما چرا؟!
چون این یک پیروی رو به جلو و به سمت خود آرمانی نیست! این در واقع یک پیروی به سبک فرار از خود واقعیه، یا به زبون ساده اینجوری نیست که تو‌ صرفا اون ایده آل رو‌ دوست داشته باشی، در واقع بیشتر این شکلیه که تو این واقعیتی که امروز هستی رو‌ دوست نداری!
یعنی تو‌بیشتر از اینکه شوق رشد داشته باشی، ترس از حقیقت داری، به همین دلیله که این ایده که خود آرمانیت رو دنبال کنی در اکثر مواقع شکست میخوره، یعنی تو‌ انرژی لازم برای رسیدن بهش رو در دراز مدت نخواهی داشت!
پس باید چیکار کنی؟!
باید اول بر اساس اون خود آرمانی که توی ذهنت داری بیای کمبودهایی که امروز توی خود واقعیت داری رو شناسایی کنی، در واقع تو خود آرمانیت رو خیلی دوست داری در حالی که خود واقعیت رو یا دوست نداری یا اونقدرا دوسش نداری! حالا باید بشینی با یه خودکار‌ کاغذ در بیاری ببینی اون‌خود آرمانی چه‌ویژگی هایی توی ذهنت داره که الان‌در خود واقعیت نمیبینیش که به همین دلیل رابطت با خود واقعیت خوب نیست!
بعد از این مرحله باید بشینی ریشه یابی کنی، بشینی کامل دربیاری که خب حالا اینا «کِی؟»، «کجا؟»، «توسط چه کسی یا کسانی؟»، «طی چه اتفاق یا اتفاقاتی؟» و … توی ذهن تو ایجاد شد که تو این رو ضعف و کمبود خودت دونستی و یا یه تاریکی و نقطه ضعف درون خودت دیدی (بعضی موارد راحت متوجه میشی بعضی ها رو باید بیشتر فکر کنی بعضی ها رو‌ ممکنه الان متوجه نشی و‌ در طی زمان بفهمی)، بعد از این مرحله باید سعی کنی قدم به قدم‌با آموزش دادن به بالغ‌ درونت و افزایش اگاهی این موارد رو دونه به دونه از تاریکی و‌ سیاهی درونت به روشنایی تبدیل کنی و از فشار درونت کمشون کنی به نوعی که‌ بجایی برسی که دیگه نخوای از خودت فرار کنی.
وقتی به این درجه رسیدی حالا توی جایگاهی هستی که میتونی با ذهن اروم و پذیرش کامل بشینی فکر کنی ببینی چشم‌اندازی‌که از خودت برای آیندت میخوای چی میتونه باشه، اونوقت این همون چشم‌اندازیه که هم ارزش دنبال کردن داره، هم‌توان‌ دنبال کردنش رو‌داری، به شرطی که هر چند‌وقت یبار این‌بازی رو تکرار کنی تا رابطت با خود واقعیت همواره صحیح و سالم و تمیز و مرتب بمونه! ❤️
منتظر خوندن نظرات و سوالاتتون در بخش نظرات هستم.

دیدگاه خود را بیان کنید

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خود واقعی و خود آرمانی!”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ ثبت مشارکت