توضیحات
اتفاق نزدیک به مرگ:
سلام دوستان من ی چند روزی هست که دارم سعی میکنم و توفیق دارم مشارکت کنم.مدتی به اتفاقات و اشخاص دور و برم بیشتر فکر میکردم تا ردپای خدا را ببینم و سعی کردم مشارکتهام رو بفرستم. امروز ظهر دیگه ی اتفاقی برام افتاد که اصلا دیگه نیاز نیست بهش فکر کنم به معجزه در طول امروزم و اینکه ردپای خدا کجاست. امروز ظهر اول از همه اینکه خودم از مرگ نجات پیدا کردم. خداوند توفیق دوباره زیستن به من داد. آنقدر این مرگ و تمامی همه چیز در این دنیا را به چشم دیدم که دیگه قرار بود ی کاری رو بزارم بعد از دیدن لایو استاد یعنی میخاستم ۴بعد از ظهر انجامش بدم، دیگه همون قبل از ساعت۳انجام دادم . تازه کارم هم هدف متعالی بود که استاد در لایوهاشون میگفتن هدف متعال داشته باشید ولی من دیگه تا مرگ رو دیدم به تاخیر ننداختمش. کارمو انجام دادم و خدا رو شکر کردم اومدم ساعت ۳که لایو ببینم منتظر موندم تازه لایو نمیدونم چرا امروز برگزار نشد . خلاصه امروز ، فقط برای امروزهایی که تو اسکریپت میخونم رو یکم حس کردم.مرگ حس کردمی که میگم رو واقعا حس کردم . من شدم تنها و خدا. دوستان من با حالی عجیب دارم مینویسم براتون. مرگ که میاد فهمیدم چقدر بعضی فکرا و کارهامون الکیه.حس کردم من بودم فقط. دوستان من تا چند لحظه پیش داشتم میمردم.هیچ اتفاقی اتفاقی نیست. این اتفاق برا من به چشم افتاد واقعا. دارم به این فکر میکنم که استاد گفت خدا از طریق اتفاقات و اشخاص با شما صحبت میکند. ادعای هیچ چیزی ندارم ولی واقعا ی لحظه فهمیدم من میمونم و خدا یعنی چی و حس کردم که وصلم به خدا و فقط جسمم نابود میشود. دوستان همین من که صبح اسکریپت خواندم فقط برای امروز، تازه یکم حس کردم فقط برای امروز و اینکه ما به خالق متصلیم یعنی چه.ادعا ندارم فقط نوشتم احساس و اتفاقی که افتاد را. خالقم شکرت. امشب الان که میخام بخوابم فقط میخام به مرگ و اینکه مردم فکر کنم تا دیگه اگر خدا بخواد بهتر بلند بشم . وقتی مرگ دیدم اینکه خدا شکرت چی بپوشم و چجوری پول در بیارم و چه فکر و برنامه ای برای فردام بچینم دیگه برام مهم نبود .فقط برام این مهم شد که هدف متعال داشته باشم که از لایو استاد یاد گرفتم. تازه چند روز پیش استاد لایو ایمان به غیب گذاشتن، ایمانم به غیب هم بیشتر شد با این صحنه مرگ امروز ایمانم به غیبی که استاد برامون صحبت کردند هم بیشتر شد . مرگ دیدم حالا هم هدف متعال دارم هم ایمان به غیب … خدایا سپاسگزارم. بیشتر از اینکه خدا رو شکر کنم که نجاتم داد ازش سپاسگزارم که اینجوری مرگ رو نشونم داد به خودم بیام و بگم بسه ایمانم بیشتر بشه اعتمادم بیشتر بشه. همش میگم خدایا تمام ترسها و باورهای غلط من را بگیر و با ایمان و اعتماد جایگزین کن و امروز اینطوری خدا ترس گرفت ایمان داد. عجیب اندر عجیب…
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.